۳ شهریور ۱۳۹۱

"مرگ بر..."؛ چنان كه مي گويند

سخن بر سر شيوه و مسلكي ست كه مي بايد به كار بست تا خشونت و غوغا و وحشت و گزاف كاري جاي منطق، عقلانيت، رواداري، و آرامش را نگيرد. باور كنيد، درد راستين ما طالبان و پاكستان و مانند آن ها نيست، بل درد همه گير ما همواره نبود رواداري بوده است براي آن كه ديگرگونه مي انديشد، نبود عقلانيت بوده است در فضاي غوغاگرانه و دوستدار گزاف كاري، و درد همه گير ما... تو خود بينديش

"مرگ..." سزاي انسان نيست. آن كه مرگ مي طلبد خود هيمه مي افزايد بر آتشي كه گزاف كاران مي افروزند و مأمن اي ست براشان. طالب انسان است، آتش اما گزاف كاري ست.