۶ دی ۱۳۸۹

بی معنا

بسیار گفتیم و نوشتیم، آن چنان که واژه ها به بی معنایی رسیدند، اما، نوشتن را هنوز بی معنا نمی دانیم.

۱۷ آذر ۱۳۸۹

این ساعت‌ها که می‌گذرند

این ساعت‌ها که می‌گذرند، نه، سنگینی نمی‌کنند بر گرده‌‌یِ من؛ دیگران چه؟

نوشتن را گویی از یاد برده‌ام. سخن گفتن را چه؟ نمی‌دانم. زبان، در کام‌ام که هنوز پیوسته در گردش است، ولی این بالاتر، در ذهن‌ام نمی‌گردد. شاید اندیشیدن را از یاد برده‌ام. آری، شاید دشواری کار از این جا بوده باشد.

۱۲ آذر ۱۳۸۹

بی‌غم

بیش از اندازه بی‌غم گشته‌ایم...